السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
86
جواهر البلاغة ( فارسى )
باحداهما على الاخرى ثبوتا او نفيا . نحو : اللّه واحد لا شريك له . اسناد ، پيوند دادن يك كلمه ( مسند ) به كلمه ديگرى ( مسند اليه ) است به گونهاى كه حكم گردد به وجود يا نفى يكى بر ديگرى . چون « اللّه واحد لا شريك له » كه « اللّه » مسند اليه و « واحد » مسند است و در اين مثال ، حكم كردهايم به ثبوت « واحد » بر « اللّه » يعنى اللّه را واحد دانستهايم .
--> است . و قرينهء اين مثال ، استحاله عقلى نيست چون بسيارى از باطلگرايان بر اين باورند كه : كودك را همين تكرار شب و روز ، جوان مىكند و سالمندان را همين گذشت زمان نابود مىسازد و اگر عقل ، آن را محال مىشمرد اينان به سوى اين عقيده نمىرفتند . و واجب نيست كه اسناد مجازى حتما فاعل حقيقى شناخته شدهاى نيز داشته باشند . گاهى براى آن اسناد ، فاعل حقيقى شناخته شده هست مانند مثالهايى كه ذكر گرديد و گاهى نيست مثل : يزيدك وجهه حسنا * اذا ما زدته نظرا يعنى : هرچه بر نگاهت به او بيفزايى چهرهاش زيبايى را براى تو مىافزايد . بىترديد ، اسناد « يزيد » به « وجه » مجاز عقلى است ولى در اينجا براى « يزيد » فاعل حقيقى شناخته شدهاى نيست . و مانند : « اقدمنى بلدك حق لى عليك » و « سرّتنى رويتك » اين مثالها و مانندهايش فاعل حقيقى شناخته شدهاى ندارد . اين سخن شيخ عبد القاهر است . و ديگرى گفته است : ناگزير ، اسناد مجازى بايد فاعل حقيقى نيز داشته باشد ، حال ، شناخت آن فاعل حقيقى ، گاهى آشكار است ؛ مانند : « فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ » كه با فاعل حقيقى ؛ « فما ربحوا فى تجارتهم » مىشود . و يا شناخت فاعل حقيقى آشكار نيست ؛ مثل مثالهايى كه آورديم و فاعل آنها خداوند متعال است . سكاكى ، مجاز عقلى را نپذيرفته و بر اين باور است كه نمونههاى گذشته و هرچه مثل آنهاست از قلمرو استعارهء بالكنايه است . بنابراين ، سكاكى دربارهء « انبت الرّبيع البقل » مىگويد : ربيع ، استعاره از فاعل حقيقى است و اينجا مبالغهء در تشبيه شده است . و نسبت « انبات » به آن ، قرينه استعاره است . مرام سكاكى ان شاء اللّه هنگام كاوش از استعاره بالكنايه در فن بيان مىآيد . يادآورى : برخى از نويسندگان ، بحث مجاز و حقيقت عقلى را در حالات اسناد علم معانى قرار دادهاند . و بعضى اين دو را هنگام تقسيمكردن لفظ به حقيقت و مجاز ، در فن بيان آوردهاند و هركدام از اين دو گروه دليلى دارند . در پايان اين بحث ، متذكر مىشوم كه براى پژوهش ژرفتر در بحث مجاز عقلى به كتاب « كرانهها » شرح مختصر المعانى ، مجلّد اول ، رجوع كنيد .